آرشیو برای: "تیر 1397"
هوالرئوف می خواهم مقابلش باشم هرچه رابلدم در چنته میریزم و به پایش میریزم عجز دارم و احتیاج به یک لحظه دیدینش وای چقدر سخته است که مرا نبیند بین این همه آدم عاشقانه های مرا نشنود و بین این همه خواهش تنمای مرا پاسخ ندهد … دوست دارم هرلحظه ام را با… بیشتر »
تو آسانسور دختر همسایه رو دیدم پرسیدم ناخن خودتونه؟گفت:نه کاشتمش به ناخنش خیره شدم و پرسیدم خودتون؟؟با انگشت ناخنهاش رو لمس کرد و گفت اره کلاس رفتم یاد گرفتم!!لبخندی به صورتش پاشیدم و گفت:منم یه کلاس دارم رایگانه خوشحال میشم بیای.پرسید چه… بیشتر »
این بار دلم را به دریا می سپارم….. نصیب من از دریا هربار طوفانش می شد و هیاهوی موج هایش ………… این بار ولی جور دیگر شد…. رسیدم به صخره ایستادگی اش را دیدم و ایستادم کنار طوفان نه به تماشا بلکه به ادراک که چه گونه این… بیشتر »
